آینهی زمان
آینه ی زمان را می نگرم
حال و خیال را در افق های اندیشه ام نظاره می کنم
و ندای آن پیر فرزانه را به گوش جان می شنوم
ندایی که به انتظار لبیک ها سر داده است
و من در میان انبوهی از سکوت “لبیک رهبرم” را زمزمه می کنم…
————
#حال_قلم
#آینهی_زمان

آینه ی زمان را می نگرم
حال و خیال را در افق های اندیشه ام نظاره می کنم
و ندای آن پیر فرزانه را به گوش جان می شنوم
ندایی که به انتظار لبیک ها سر داده است
و من در میان انبوهی از سکوت “لبیک رهبرم” را زمزمه می کنم…
————
#حال_قلم
#آینهی_زمان

نبی چون آفتاب آمد، ولّی ماه
مقابل گردد اندر «لی معالله»
نبوت در کمالِ خویش صافی است
ولایت اندر او پیدا، نه مخفی است
ولایت در ولیّ پوشیده باید
ولی اندر نبیّ پیدا نماید
ولیّ از پیروی چون همدم آمد
نبیّ را در ولایت محرم آمد
ز «إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ» یابد او راه
به خلوتخانهٔ «يُحْبِبْکُمُ اللَّهُ»
در آن خلوتسرا محبوب گردد
به حق یکبارگی مجذوب گردد
بود تابع ولی از روی معنی
بود عابد ولی در کوی معنی
ولیّ آنگه رسد کارش به اتمام
که با آغاز گردد باز از انجام
شیخ محمود شبستری
#شعر
#نبوت
#ولایت
در اوج
غربت ها…
تنهایی ها…
سختی ها…
دلشکستگی ها…
بی یاوری ها…
بی همدمی ها…
نسیم غربت و تنهایی ات می وزد…
و قلب و روح و وجودم سرشار از عطر حضورت می شود…
ای غریبانه ترین نوای آرامش بخش سکوت شبانه ام
————
#حال_قلم
#سکوت_شب